کشور های همسایه از دید هموطنامون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کشور های همسایه از دید هموطنامون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:50  توسط solaris
|
سلااااااااااامممممممممم دووستاااااان 
بدون اينكه به روي خودم بيارم كه چرا انقدر دير آپ كردمو بقيه قضايا ميخوام از يه شعر
خيلي قشنگ البت به عقيده ي خودم تو آپ ايندفعم استفاده كنم

اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق
رازیست
اشک ِ آن شب لبخند ِ
عشقام بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
درخت با جنگل سخن می
گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را
دریافته ام
با لبانت برای همه لبها
سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من
آشناست
در خلوتِ روشن با تو
گریسته ام
برای
خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با
تو خوانده ام
زیباترین
سرودها را
زیرا
که مردگان این سال
عاشق
ترینِ زندگان بوده اند
دست ات را به من بده
دستهای ِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن میگویم
بهسان
ِ ابر که با توفان
بهسان ِ علف که با صحرا
بهسان
ِ باران که با دریا
بهسان
ِ پرنده که با بهار
بهسان
ِ
درخت که با جنگل سخن میگوید
زیرا که من
ریشههای ِ تو را دریافتهام
زیرا
که صدای ِ من
با
صدای ِ تو آشناست

اين شعر زيبا از استاد شاملو بود(محض اطلاع)
ميدونم اين آپ زياد پربار نبود چون همه منوبه عنوان يه وبمستر با آپ هاي
پر بار!!!(هاااااااا.....)ميشناسن ولي از الان ميگم آپ بعديم به كل با تمام
آپ هاي قبليم فرق داره چون ميخوام بيوگرافي جاييو كه زندگي ميكنم تو آپم
بگنجونم همراه با رونمايي از قالب جديد وبلاگ البت عزيزاني كه طرفدار
پر و پا قرص قسمت تو حس برون اين وبلاگ هستن نگران نباشن چون
اين تو حس برون از بخش هاي جدايي ناپذير اين وبه...
اين شعر هم .... اصلا چيزي راجع بهش نميگم..............
سفر يعني من و گستاخي من
هميشه رفتن و هرگز نماندن*
هزاران ساحل و ناديده ديدن
به پرسش هاي بي پاسخ رسيدن /.
فعلا...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:12  توسط solaris
|

خدايا کفر نميگويم،
پريشانم،
چه ميخواهي تو از جانم؟!
مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي.
خداوندا!
اگر روزي ز عرش خود به زير آيي
لباس فقر پوشي
غرورت را براي تکه ناني
به زير پاي نامردان بياندازي
و شب آهسته و خسته
تهي دست و زبان بسته
به سوي خانه باز آيي
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خيز تابستان
تنت بر سايهي ديوار بگشايي
لبت بر کاسهي مسي قير اندود بگذاري
و قدري آن طرفتر
عمارتهاي مرمرين بيني
و اعصابت براي سکهاي اينسو و آنسو در روان باشد
زمين و آسمان را کفر ميگويي
نميگويي؟!
خداوندا!
اگر روزي بشر گردي
ز حال بندگانت با خبر گردي
پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت.
خداوندا تو مسئولي.
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن
در اين دنيا چه دشوار است،
چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
دکتر علی شریعتی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:58  توسط solaris
|

باز هفت سين سرور
ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد
باز ليلاي بهار
باز مجنوني بيد
باز هم رنگين کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سوداي ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
يا مقلب القلوب
يا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعيد
باز هم سال جديد
باز هم لاله عشق
خنده و بيم و اميد
عید شما مبارک
************************
پ.ن: راجع به لغات بیگانه خودتون عبارت صحیح رو جایگزین کنید![]()
![]()
کلام آخر 1 : ایشالا* تو این سال جدید همگی به خواسته هاتون برسید
و همینطور یه تبریک مخصوص خدمت عزیزم ← عیدت مبارک![]()
کلام آخر 2 : بعد از مدتهای مدید اومدم ولی جبران میشه...
***موفق باشید***
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:0  توسط solaris
|

تولد توآغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد همه خوبيهاست
تولد تمام زيباييهاي زندگي
امروز روز توست
امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را خواهم آورد
هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي
هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم
چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟
چه وقت ديگر گيتي تواند چون تويي را بزايد؟
فرشته اي فقط در قالب يك انسان !
فقط ساده مي توانم بگويم :
عزيزم تولدت مبارك

حالا جا داره اين متن قشنگ و سازگارو كه واسه آپ كردنش تا امروز صبر كرده بودم در معرض ديد همگان بذارم![]()
![]()
تويي تويي به خدا ، اين كه از دريچة ماه
نگاه مي كند از مهر و با منش سخن است
تويي كه روي تو مانند نوگلي شاداب
ميان چشمة مهتاب بوسه گاه من است
تويي تويي به خدا ، اين تويي كه در دل شب
مرا به بال محبت به ماه مي خواني
تويي تويي كه مرا سوي عالم ملكوت
گهي به نام و گهي با نگاه مي خواني
تويي تويي به خدا ، اين دگر خيال تو نيست
خيال نيست به اين روشني و زيبايي
تويي كه آمده اي تا كنار بستر من
براي اينكه نميرم ز درد تنهايي
تويي تويي به خدا اين حرارت لب توست
به روي گونة سوزان و ديدة تر من
گهي به سينة پرالتهاب من سرتو
!گهي به سينة پرالتهاب تو سر من
تويي تويي به خدا ، دلنشين چو رويايي
تويي تويي به خدا ، دلربا چو مهتابي
تويي تويي كه زامواج چشمة مهتاب
به آتش دلم ، از لطف ميزني آبي
تويي تويي به خدا ، عشق و آرزوي مني
!به سينه تا نفسي هست بيقرار توام
تويي تويي به خدا ، جان و عمر و هستي من
بيا كه جان به لب اينجا در انتظار توام
منم منم به خدا ، اين منم كه در همه حال
چو طفل گم شده مادر به جستجوي توام
منم كه سوخته بال و پرم در آتش عشق
(( در آن نفس كه بميرم در آرزوي توام ))
منم منم به خدا ، اين كه در لباس نسيم
براي بردن تو باز مي كند آغوش،
منم آن ستاره ي صبحدم كه ديدگان تو را
به خواب تا سپارم ، نمي شوم خاموش
منم منم به خدا ، اين منم كه شب همه شب
به بام قصر تو پا مي نهم به بيم و اميد
اگر ز شوق بميرد دلم چه جاي غم است
در اين ميانه فقط روي دوست بايد ديد
منم منم به خدا ، ساية تو نيست منم
نگاه كن ، منم اي گل ، كه با تو همراهم!
منم كه گرد تو پر ميزنم چو مرغ خيال
ز درد عشق تو تا ماه ميرود آهم
منم منم به خدا ، اين منم كه سينة كوه
به تنگ آمده از اشك و آه و زاري من
ز كوه هر چه بپرسي جواب مي گويد
گواه نالة شب هاي بيقراري من
،من و توايم كه در اشتياق مي سوزيم
من و توايم كه در انتظار فرداييم
اگر سپيدة فردا دمد ، اگر آن روز،
من و تو نيست ميان من و تو اين : ماييم !

********************************
فكر نكنين يادم رفت!!!
مصرع سي و چهارم رو ميگم چون بر همه واضح و مبرهنه كه اين واژه ي بيگانه
چيزي نيست جز همون سولار خودمون![]()
.
.
.
.
راستی اگه این سوال تو ذهنتون پیش اومد که چرا همچین واقعه ی
بزرگی رو دیر به ثبت رسوندم باید بگم که برید از مخابرات شهرمون بپرسید
که چرا یدفعه هم تلفن ثابتمون قطع شد هم تلفن همراه![]()
.
.
با این تفاسير این نیز بگذرد![]()
به سولار موفقيت همگي... 
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:16  توسط solaris
|